تقدیم به خسرو آواز ایران و همهء پارسی زبانان جهان   استاد محمّد رضا شجریان : و آرزوی شفا و تندرستی کامل برای او ...

 

ای همه فریاد هر فریادها

مانده بر دل این همه بیدادها

هرکجا باشی هوایش چون گلُ است

چون گلستان شور و حال بُلبل است

ماهی آزاد دریای هنر

میوهء رنگین خوشبوی شَجر

خسرو خوبان در این عالم توئی

شهسوار مَرکَب ایران توئی

از صدایت آسمان لرزیده است

صورت ماهت ز جان بر دیده است

هرچه ناپیداست دراین پیدا توئی

شرح پیدا را در این دنیا توئی

ذوق تو براین صدایت ، شور ماست

شور تو بر این دل مَخمور ماست

ناز لیلی ، غصه بر فرهاد کرد

ناله را از او همی فریاد کرد

حال ما همچون دل فرهاد گشت

ناله ها در سینه ام فریاد گشت

سختی دیدار رویت آرزوست

بال پرواز بهرِ سویت آرزوست

بار دیگر این دلم را ساز کن

ساز خود را نقش بر آواز کن

روی زیبای تواَم آمد بخواب

دیده ام  زین شوق پُر گشتی ز آب

ای رفیق باز آی که تا مَستی کنیم

ساغرِ خود را پُر از هَستی کنیم

در قفس ماندیم و از شوق نفس

تو رها کن ، تا گریزم زین قفس

دل بدل آیم به بینم روی تو

بو بگیرم از گلُاب کوی تو

چون شقایق دشتها ، پر گلُ کنی

از صدایت سِرکه ها را مُل کنی

طول تاریخ است صدایت خوش بدان

آنچه بد خواهان کنند نا خوش بدان

یک نفر نیستی وجودت ملتی است

این صدا در آسمانت مَکتبی است

تا تو باز آئی و میهن انتظار

افتخاری ،  بر هزاران افتخار

مستی ما در وجود و جان توست

حال مستان از نوای جام توست

حالتی خوشتر ز وصفِ یار نیست

عاشقان را بهترِ از دیدار نیست

جمله هستیم انتظار دیدنت

شوق مانی ، بر وجود و بودنت

از می و مستی تو پُر کن جام ما

خوش بود از کام تو این کام ما

........................

تهران – مانی – 14/1/1395